X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : جمعه 13 اسفند‌ماه سال 1389 در ساعت 07:24 ب.ظ ~ چاپ مطلب
نویسنده : آباندخت

عنوان : هر که بامش بیش....


از وقتی اومدم تهران یکی از تفریحاتم اینه که با انا چت کنم... وقتی انا هست چراغمو واسه همه خاموش میکنم.. فقط و فقط انا... هر وقت چت میکنیم... کلی میخندیم... تمام خبر های درگوشی ای که نمیشه وقتی با انا تلفنی حرف میزنم جلوی بقیه بگم... یا اون نمیتونه جلوی بقیه بگه را تو چت به هم میگیم... میبینمش... میبیندم.... 

 

 

امروز....  

 

با دوستام رفتیم برف بازی... برگشتن لپ تابو روشن کردم دیدم انا آنلاینه... بهش سلام دادم.. بچه شروع کرد به گریه کردن!(البته آیکون گریه)... بعد که پرسیدم چی شده؟... فهمیدم که خانم خانما ماشینمو منهدم کرده!... و الان استرس داره که شب که ددی بیاد خونه جوابشو چی بده!... خب من ناراحت شدم که ماشینم داغون شده... ولی بیشتر از اون الان ناراحت انا هستم!... الان بابا کله اش را میکنه... و احتمالا تنبیهش میکنه یه مدت با ماشین نره دانشگاه!!... و قرار بود واسه عید به ددی بگیم ماشینو بده رنگش کنن!!...حالا دیگه هیچی نمشه گفت..!!... 

 

 

منم الان شدیدا استرس دارم!!... عصبانیت ددی را دوست ندارم!... 

 

 

من اولین باری که ماشینو مالوندم... فرداش به ددی زنگ زدم!... تلفنی بهش گفتم که تصادف کردم... پشت تلفن کلی داد کشید روم که چرا دیر بهش گفتم... بعدشم گوشیو قطع کرد!... داشتم دق میکردم... خودمو لعنت میکردم که چرا انقدر اصرار کردم و گفتم ماشین میخوام!!... با خودم میگفتم آباندخت.... اگه ماشین نداشتی این مشکلاتم نداشتی خانم!!... بعد دیگه.... ددی شب یه کم غر زد... و همه چی تموم شد!... 

 

 

خدا امشبو واسه انا و ددی بخیر کنه!!...