X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : چهارشنبه 18 اسفند‌ماه سال 1389 در ساعت 11:18 ق.ظ ~ چاپ مطلب
نویسنده : آباندخت

عنوان : مخمل


با بچه های دانشگاه دور هم نشسته ایم... شیطانی مخمل گل میکند(برای سرکار گذاشتن بقیه) و میگوید بچه ها  خبر دارید گل گلی نامزد کرده؟ همه با هم میگوییم عه بگو ببینیم با کیه؟ ما مشیناسیمش؟... شیطانی مخمل بیشتر گل میکند میگوید آره میشناسیدش از بچه های ورودی ۸۳ خودمونه... همه با هم میگوییم بگو کیه؟... مخمل بدون لبخند میگوید قول داده ام به کسی چیزی نگویم... همگی اصرار و مخمل انکار... میگوید هنوز قطعی نیست و در حد دوستی است وقتی قطعی شد به همه تان میگویم.... 

 

دوباره کمی اصرار میکنیم.... وقتی که میبینیم مخمل کوتاه نمی آید میگوییم خب باشه حالا مثکه گل گلی واسه ما مهمه... خب به ما چه ربطی داره اصلا هم برامون مهم نیست!... حامد میگوید بچه ها به نظرتون گل گلی هنوز موتور وسپای قرمزشو داره؟... جمع منفجر میشود از خنده... صدای خنده در فضای بسته ی رستوران میپیچد...  

 

کپل به نون میگوید شماره ی گل گلیو داری؟... نون شماره ی گل گلی را میخواند... کپل ریلکس شماره را میگیرد و گوشی اش را روی اسپیکر میگذارد... شیطنت در چهره اش موج میزند... مخمل متعجب نگاه میکند باورش نمیشود کپل که تا حالا گل گلی را ندیده به او تماس بگیرد...  

  

.

ساعت ۱۱:۴۵... گل گلی صفحه ی فیس بوکش را چک میکند و عکس های جدیدش را آپلود میکند.. ویبره ی مبایل... گل گلی جواب میدهد... 

 

کپل مثل همیشه مسلط و راحت و آرام.... سلام و احوالپرسی میکند... هر چه گل گلی میگوید شما... کپل طفره میرود... و میگوید یکی از دوستان قدیمت هستم... شنیده ام به سلامتی قصد ازدواج داری... تماس گرفتم تبریک بگویم... گل گلی خیلی جدی میگوید لطفا خودت را معرفی کن... کپل میخندد... همه صدای گل گلی را میشنویم.... صورت ها سرخ شده از خنده... گل گلی عصبانی میشود... میفهمد سرکاری است... ولی چیزی نمیگوید... فقط میگوید خودت را معرفی کن... کپل میگوید کلک بگو ببینیم طرف کیست؟... آشناس؟... از بچه های دانشگاس...؟ گل گلی چیزی نمیگوید... همه میخندیم... کپل بدون اینکه خودش را معرفی کند میگوید منو حتما دعوت کنی ها و خداحافظی میکند...  

 

 

گوشی را که قطع کرد... نون میگوید: (کپل حالا براش اس ام اس بده بگو ببخشید سرکارت گذاشتم... با بچه ها دور هم بودیم گفتیم کمی بهت بخندیم من مخملم:دی)...