X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : شنبه 7 اسفند‌ماه سال 1389 در ساعت 09:11 ب.ظ ~ چاپ مطلب
نویسنده : آباندخت

عنوان : مدلسازی


جعفرنیا ۳ حالت داره... 

 شنبه عصر باهاش کلاس داریم... بعد ۱ شنبه ۷:۳۰ صبح دوباره باهاش کلاس داریم... بعد این آقای دکتر شنبه ها با یه ریش مرتب شده ی مدلی میاد سر کلاس... ۱شنبه صبح خبری از ریش نیست... فقط یه ته سیبیل داره... بعد ۵ شنبه ته ریش داره... شنبه اون ته ریششو مدلی میکنه... شنبه شب با یک شنبه کله ی سحر اون ته ریش مدلی شده را هم میتراشه!!!!... این یه روند پریودیکه...  

 

-------------------------------------- 

 

امروز جودی و سعید پیش هم نشسته بودن... کفشاشون عین هم بود!... دوستم گفت اونا رو ببین کفشاشون عین همه!... ولی متاسفانه زاویه شون طوری بود که پاهای سعید پشت پاهای جودی بود نمیشد عکس بگیرم! 

 

------------------------------------- 

 

استاد داشت یه سیستمی را مدل سازی میکرد... گفت حالا اینو چطور مدل میکنیم؟.... بچه ها جواب میدادن... ایده میدادن... من یه همخونه ایم گفتم شام املت درست کنیم خوبه؟؟... واسه نهار فردا هم قرمه سبزی بپزیم امشب فردا ظهر میریم خونه نهارمون اماده باشه... بعدشم به چیپس و ماست موسیر چکیده فکر میکردم... 

 

------------------------------------- 

 

بغل دستیم خانم چادری ای بود... بدون هیچ آرایشی... متاهل... حلقش چند تا نگین برلیان ریز داشت با یه دونه نگین درشت... خیلی خوشکل بود... چند بار هم همسرش بهش زنگ زد گوشی را میبرد زیر چادرش و میگفت عزیزم سر کلاسم!... رو عزیزم تاکید ویژه ای میکرد!.... 

 

------------------------------------- 

 

راستش نتونستم خودمو کنترل کنم!... از پاهای پسر شاهدیه عکس گرفتم!.... 

 

------------------------------------- 

 

تو طول کلاس سعی میکردم به استاد نگاه نکنم... چون زبونشو خیلی میچرخونه... وقتی حرف میزنه مثکه داره زبونشو میجوه!!.... رو اعصابه کلا!....